همه‌چیز به پایان می‌رسد؟
مسیر آرام اما هولناکی که جی.کی.رولینگ برای حرکت شخصیت‌های اصلی‌اش از امنیت به ناامنی در نظر گرفته، در کتاب هفتم به اوج ترسناکی می‌رسد. فلسفه تقدیرگرایانه‌ای که تقریبا ‌از کتاب چهارم -«هری پاتر و جام آتش»- وارد این سری شد، کتاب به کتاب گسترش یافت تا در «هری پاتر و یادگاران مرگ» به اوج رسید.

هر چند پایان بیش از حد نچسب و تحمیلی «هری پاتر و یادگاران مرگ» رشته‌هایی را که خواننده کتاب در ذهنش ایجاد آورده بود پنبه کرد. اگر در کتاب‌های اولیه این مجموعه، صرفا دورنمایی از مشکلات را مشاهده می‌کردیم، خطرهای به وجود آمده، به شکلی گاه معجزه‌آسا برطرف می‌شدند و حتی در کتاب سوم، شخصیت‌های اصلی با استفاده از یک ساعت شنی جادویی که زمان را به عقب برمی‌گرداند تقدیر را شکست دادند، از «هری پاتر و جام آتش» به بعد، گویی شخصیت‌ها در چنبره قدرت اسیر بودند. سکانس اواخر «هری پاتر و جام آتش» و گرفتار شدن هری و دیگر رقیبانش در آن هزارتوی جادویی،‌ انگار به شکل نمادینی همین قضیه را به رخ تماشاگر می‌کشید و حالا، در کتاب «هری پاتر و یادگاران مرگ» دیگر حتی هاگوارتزی وجود نداشت که بتواند از شخصیت‌های اصلی کتاب محافظت کند.
این بار هری و رفقایش، خودشان باید حصار جادویی را در مقابل شری که حالا دور تا دور آن‌ها را گرفته،‌ ایجاد می‌کردند. در این کتاب، مرگ، نه فقط به عنوان یک عنصر، که به عنوان یک کاراکتر مشخص، آن‌قدر به شخصیت‌های دیگر فیلم نزدیک است که در تمام طول کتاب سایه‌اش را بالای سر تمام شخصیت‌ها حس می‌کنیم. این‌جا دیگر مرگ، خودی و غیرخودی، خیر و شر و این طرف یا آن طرف خط بودن را نمی‌شناسد. این احتمالا مهم‌ترین جنبه کتاب است که دیوید ییتس در قسمت اول فیلم «هری پاتر و یادگاران مرگ» در به تصویر کشیدن آن ناموفق است. فراموش نکنید در مجموعه کتاب‌های هری پاتر یکی از عمده‌ترین و تاثیرگذارترین دلایلی که باعث می‌شود هری پاتر تا این حد مصمم راه خودش را تا نابودی لردولدمورت پیش ببرد،‌ این است که هری طبق یک پیشگویی متوجه می‌شود که یا او باید از بین برود یا لرد ولدمورت. آنچه رون و هرمیون را هم به دنبال هری‌پاتر می‌کشاند،‌ در ابتدا رفاقت سه‌نفره‌شان است و بعد مسائل دیگر. اما در فیلم «هری پاتر و یادگاران مرگ: قسمت اول» همه چیز ساده شده است.

اگر در کتاب، کار به جایی رسید که دیگر مرز میان خوب و بد، و نیكی و شیطان به درستی مشخص نبود و به قول پروفسور کوئیرل در کتاب «هری پاتر و سنگ جادو» دیگر نه خوب وجود داشت و نه بد بلکه فقط قدرت وجود داشت، در فیلم «هری پاتر و یادگاران مرگ: قسمت اول» با همان تئوری‌های ساده‌انگارانه از خوب و بد طرفیم.
خود هری پاتر در مرکزیت خیر قرار دارد و تمام اقداماتی که دیگران انجام می‌دهند با انگاره‌های فکری او است که معنا می‌شود. برای همین است که اقدامی مثل ترک کردن هری و هرمیون توسط رون، بر خلاف کتاب، نه تنها اقدام قابل درکی به نظر نمی‌رسد، بلکه طوری به تصویر کشیده می‌شود که گویی رون کار بدی در حق هری انجام داده است. داغ این ننگ زمانی پاک می‌شود که رون با نجات دادن جان هری،‌ در حق او لطف می‌کند. بنابراین یکی از گیراترین بخش‌های درون‌مایه کتاب «هری پاتر و یادگاران مرگ» در قسمت اول فیلم اقتباسی از آن، کمرنگ شده است. اما به نظر می‌رسد در قسمت دوم این فیلم، دیوید ییتس و استیو کلاوز (فیلمنامه‌نویس اثر) به هدف زده‌اند. جدا از فروش بسیار بالای این فیلم (که البته بخش قابل توجهی از آن می‌تواند به واسطه کنجکاوی‌برانگیز بودن قسمت آخر فیلم‌های هری پاتر توجیه شود)، منتقدان نیز استقبال قابل توجهی از «هری پاتر و یادگاران مرگ: قسمت دوم» کرده‌اند.

فارغ از امتیازات بالایی که فیلم در سایت‌های مختلف اینترنتی به دست آورده (از جمله امتیاز 8.5 در سایت IMDB،ر87 درصد نظر مثبت منتقدان در سایت METACRITIC و 96 درصد آرای مثبت در سایت ROTTENTOMATOES) نظر منتقدان هم درباره این فیلم بهتر از دیگر آثار مجموعه هری پاتر بوده است.
تی بور این فیلم را پیشرفت بزرگی نسبت به «هری پاتر و یادگاران مرگ: قسمت اول» قلمداد کرده و مانولا دارگیس آن را پایان مناسبی برای این مجموعه دانسته است اما خوشحال‌کننده‌ترین نکته را راجر ایبرت ذکر کرده است: «پس از هفت فیلم قبلی در طول تقریبا یک دهه، مجموعه هری پاتر به یک نتیجه قوی و رضایت‌بخش در «هری پاتر و یادگاران مرگ: قسمت دوم» رسیده است. قسمت پایانی آن‌قدر هیبت و وقار دارد و آنقدر با شخصیت واقعی «هری‌پاتر و سنگ جادو» در تقابل است تا شایسته یک پایان مناسب (برای این مجموعه) باشد.»
همه‌اش همین است. بخش عمده جذابیت مجموعه کتاب‌های هری پاتر از حرکت تدریجی از امنیت به ناامنی نشأت می‌گیرد که در ابتدای یادداشت هم به آن اشاره شد. در مجموعه فیلم‌های هری پاتر هم این روند کم و بیش حفظ شده بود. اما «هری پاتر و یادگاران مرگ: قسمت اول» در ادامه این روند ناموفق بود. اما نحوه برخورد منتقدان با قسمت دوم این فیلم نشان می‌دهد که می‌توان امیدوار بود که پایان مجموعه فیلم‌های هری پاتر در ادامه همان مسیری باشد که در فاصله فیلم‌های «هری پاتر و زندانی آزکابان» تا «هری‌پاتر و شاهزاده دورگه» دیده بودیم.

«هری پاتر و یادگاران مرگ: قسمت اول» با شعار تبلیغاتی «هیچ جا امن نیست» وارد میدان شد،‌ اما ییتس نتوانست این درون‌مایه را به خوبی در بافت اثرش پیاده کند و اینگونه بود که تاثیرگذاری فیلم تا حد زیادی کم شد. حالا باید منتظر ماند و دید که آیا دیوید ییتس و استیو کلاوز این بار می‌توانند شعار تبلیغاتی جذاب فیلم (همه چیز به پایان می‌رسد) را تا آخر مسیر در فیلمشان پیاده کنند یا نه.


لینک مطلب در کتاب سینما